محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
12
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
پس الحمد للَّه شكر كردن است خداى را عز و جل بر آفريدن تو و تن درستى دادن ترا « 1 » و از امة محمد كردن كه او خاتم الانبياء است ، و خداى عزّ و جلّ اين جهان و آن جهان از بهر او آفريد . و ديگر شكر آنست كه چون ترا پديد آورد به آخر زمان پديد آورد كه نزديك رستخيز باشد و مر پيغامبر را و ياران او را هيچ نديدهاى و بدين سياهى كه نبشتهاند همى كاركنى و بدان بگروى و ايمان دهى . و روايت درست است از پيغامبر ما عليه السّلام كه هر آن كسى از امّت من كه بدان وقت رسد كه اكنون مائيم ، و دين را نگاه تواند داشت ، و بر مسلمانى بباشد ، و بر طريق شريعة من رود مزد او هفتاد بار چندان باشد كه آن كس كه مرا ديده باشد و صحبت من دريافته ؛ از بهر آن كه اندرين وقت جبرئيل از آسمان مىآيد و وحى مىآرد و دل من و ياران بدان شاد مىشود ، و در آن زمانه ازين هيچ نبينند و بدست ايشان حجتى نباشد بجز سياه و سپيدى كه از من روايت باز كنند و بدان بگروند و ايمان دهند و بر جادهء شرع بروند . و اكنون وحى از آسمان مىآيد و مرا مىبينند و سخن من مىشنوند از آن مزد ايشان كه در آن زمانه بر جاده و طريق مسلمانى روند مزد ايشان يكى هفتاد باشد . پس اين جايگاه شكرها بر ما واجب آيد و بهر چه خداى عزّ و جلّ ما را بداده است از نيكوئيها ، و هيچ نيكى بدين جهان بهتر از شكر كردن نيست ، چنان كه خداى عزّ و جلّ گفت لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ « 2 » . گفت اگر بدين كه شما را بدادم شكر كنيد نعمت و نيكى بيفزايم و اگر ناسپاسى كنيد نعمتتان بگردانم و عذاب من سختست .
--> ( 1 ) و روزى دادن ترا ( پا ) ( 2 ) ابراهيم ، 7 .